سيبري بهدست ميآمد.1 اين شيأ قيمتي به بازارهاي چين راه يافت و در زمان سلسلهٴ يوآن، به شدت رواج پيدا كرد.
سرانجام، دندان اسب آبي هم بهكار ميرفت، ولي تنها براي اشياي كوچك، چون دندان اسب آبي توخالي بود و عاج كمي از آن بهدست ميآمد. توجه مرا چهل لوحهٴ خارقالعاده ساخت بالداساره دلي اِمبرياكي پيكرتراش فلورانسي به كاربرد دندان اسب آبي جلب كرد. اين لوحهها اينك در موزهٴ متروپوليتن نيويورك است. بالداساره در پايان سدهٴ چهاردهم در ونيز كارگاه پر رونقي داشت و اين لوحهها در سال 1400 يا پيش از آن، در چرتوزاي پاويا بوده است.
اين اشارهها به كاربرد وسيع عاج در سدههاي ميانه، حاكي از نوعي شكار است كه در شكارنامهها از آن ذكري نشده، در حالي كه ممكن بود اطلاعات برخي افراد را در زمينهٴ تاريخ طبيعي افزايش دهد ـ شكار فيل، فيل دريايي، گراز دريايي، اسب آبي ـ بگذريم از جستجو و تجارت سنگواره كه در چين بسيار متداول بود.2
خوانندگاني كه مايل به اقناع كنجكاوي خويش در اين زمينه باشند، ممكن است از فراواني آثار مربوط به عاج در حيرت شوند.
حشرات. مورخان برخي حملههاي ملخ را بهصورتي مبهم ثبت كردهاند. بهگفتهٴ بودنهايمر (ج2 ، ص 47، 1929) حملات زير در اروپا روي داد: حمله به ايتاليا در سالهاي 1363 ـ 1365، 1389؛ به آلمان در 1353، 1354، 1363، 1366، 1376، 1388؛ به فرانسه در 1353، 1364، 1374. دستكم يك مورد ميتوان به اين فهرست افزود و آن حملهٴ ملخ در سال 1359 به كاتالونياست، كه از نظر بودنهايمر دور مانده، احتمالاً بدان سبب كه تنها در يك متن عبري به نام
مدرش هه ـ توره تأليف گاتينيو آمده است.
عجيب است كه نويسندگان غربي بسيار كم به حشرات توجه كردهاند (جز درمورد حشرات موذي)، حال آنكه احتمالاً وارث سنّتهاي مصري و يوناني تقدس حشرات و حتي عبادت آنها بودند. احتمال دارد آن سنّتها بهوسيلهٴ اديان يهودي، مسيحي و مسلمان از ميان رفته باشد.
مصريان احترام زيادي براي سرگينغلتان قائل بودند، كه به خداي خورشيد اختصاص داشت؛ اين حشره برايشان مظهر رستاخيز بود و هنرمندانشان سرگينغلتانهاي بيشماري در اندازههاي مختلف و از مواد گوناگون ساخته بودند. ديدار كنندگان از مصر، سرگينغلتان عظيمي از سنگ خارا را بهخاطر ميآورند متعلق به عصر آمنوفيس سوم (1411 ـ 1375 ق م)، كه نزديك